
صدای تو صدای تو جذبه ی جادویی جانسوزی ست که افشا می کند سنگ پشت خفته ای را که رنگ خاک به خود گرفته است تهور دلنشینی ست که ارتفاع دماوند را ناچیز می کند و وسعت دریای خزر را . صدای تو دوباره مرا بر این چکاد کشانده است . در دهان توفان آنجا که کرکسان بوی شمع آجین دلدادگان را پیش از خردمندان فکور در می یابند . صدایت صدایت دانه ای است که دام هستی را دل انگیز کرده است . صدایت اسارت است و رهایی . ...
ادامه مطلب